30 آبان 1388
آنچه در این مطلب به آن خواهم پرداخت مربوط است به اعتراضات دانشجویی که در دسامبر 2009 یعنی آذر 1388 و دقیق تر16 آذر امسال در ایران در حال شکل گرفتن می باشد و شاید بتوان از این ماه و روز به عنوان نقطه ی عطف اعتراضات اخیر توده های مردم به شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر ایران نام برد ؛ و در ادامه به مقایسه ی اعتراضات دانشجویی دسامبر 2009 ( آذر 88 ) در ایران با اعتراضات دانشجویی ماه می 1968 درفرانسه که به جنبش می 1968 در این کشور منجرگردید خواهم پرداخت .
همچنانکه به طور مشخص به مقایسه ی دلایل و نحوه اعتراضات دانشجویی در دو بازه ی زمانی در ایران و فرانسه می پردازم.
آنچه از جنبش دانشجویی می 1968 همواره یاد میشود جنبش و اعتراضی فرهنگی ، اجتماعی است و کمتر از آن به عنوان جنبش و تحرکی تنها سیاسی نام برده میشود و جنبه هایی از این جنبش که بسیار مورد توجه بوده نحوه و نوع اعتراضات در آن است که همواره تلاش بر آن بوده که آن را به دور از همه خشونت ها حفظ کنند و این دقیقا مسئله ای است که امروز در اعتراضات مردمی و به شکل خاص تحرکات دانشجویی در ایران در حال حاضر شاهد می باشیم.
اعتراضاتی که مستقیما نگاهش به روی مسائل و مشکلات اجتماعی ، فرهنگی و آموزشی می باشد چنانکه در می 1968 اعتراضات با اعتراض به جنگ در ویتنام آغاز گردید ولی در ادامه به سوی اعتراض علیه استبداد ، نابرابری نژادی و جنس ، فشارهای اقتصادی برکارگران و سیستم آموزشی حرکت کرده و اعتراض به نابرابری های اجتماعی و نبود آزادی های مدنی به مسیر اصلی این جنبش مبدل می گردد . جریانی که در ماه های قبل از دسامبر 2009 در ایران شاهد آن بودیم ؛ که این اعتراضات از اعتراض به تقلب انتخاباتی آغاز گشت و در ادامه به سمت و سوی اصلی خود که همانا اعتراض به نبود حداقل آزادی های مدنی و سیاسی است حرکت نموده .
جنبش و اعتراضات دانشجویی درایران که در آذر امسال پیش رو هست را به نوعی می توان برخورد و پیوند خواسته های مدنی اقشار و طیف های مختلف در دانشگاه دانست ؛ خواسته ها و اعتراضاتی علیه استبداد دینی ، تبعیض جنسیتی ، تبعیض قومی ، فشارهای اقتصادی برکارگران ، جزم گرایی در دانشگاه ها, سیستم آموزشی و ... دانست ، که پیشتر نیز به اشکال مختلف برای رفع آن ها اعتراض ها و اقداماتی انجام شده و حال می رود تا با پیوند با یکدیگر برای دستیابی به تغییرات اساسی و بزرگ مدنی گامی محکم بردارد.
این پیوند در دانشگاه دقیقا می تواند شرایط اعتراضات دانشجویی می 1968 فرانسه را تداعی نماید جنبشی که حاصل وقایع مختلف دهه ی شصت میلادی بوده است و به عبارتی نقطه عطف مبارزات ، اعتراضات و رویدادهای یک دهه فرانسه و بسیاری از نقاط اروپا و جهان اعتراضات دانشجویی ماه می 1968گردیده . و اگردانشگاه را به عنوان نهادی مدنی بپذیریم باید جنبش دانشجویی را نیز متعلق به بدنه جامعه مدنی بدانیم و جنبش دانشجویی به هیچ عنوان نباید این فکر و توهم را در سر داشته باشد که به جای احزاب سیاسی در کشور بنشیند؛ جنبش دانشجویی حزب نیست و هیچگاه این جنبش رهبر محسوب نمی گردد و همواره این جنبش پیشتاز و جلورونده بوده است که رهبری اعتراضات و خواسته های ملتی را در پشت سر خود هدایت کرده است و چنانچه جنبش دانشجویی این جایگاه مدنی خود را جامعه ی خود پیدا کند می تواند آنطور که باید و شایسته است نقش خود را همچون جنبش دانشجویی می 1968 در فرانسه ایفا نماید و به واقع جنبش دانشجویی می 1968 بایستی همواره الگویی برای دیگر جنبش های دانشجویی در امروز وفردا باشد .
حال می توان به بخش بخش تشابه علل و ریشه های اعتراضات حال حاضر در ایران و ماه مه 1968 در فرانسه پرداخت و در آن چند مورد اساسی را مورد بررسی و مقایسه قرار داد و آن را تا حدودی باز نمود.
نخست اعتراض به نابرابری جنسیتی ؛ مسئله ای که در مه 1968 و پیش از آن از محورهای اصلی اعتراضات به شمار می رفت اعتراضی که امروز از اصلی ترین اعتراضات در ایران نیز محسوب می شود . چنانچه محققان به تفصیل از آن می گویند پیش از اعتراضات گسترده مه 1968 اعتراضات و تحرکاتی در رفع این تبعیضات در فرانسه و دیگر نقاط اروپا شکل گرفته بوده ؛ و حال در ایران هم شاهد این روند و گذر بوده و هستیم و از آنجمله می توان به شناخته شده ترین این تحرکات و تلاش ها برای رفع تبعیض جنسیتی به تشکیل کمپین 1 میلیون امضا برای تغییر و رفع قوانین تبعیض آمیز علیه زنان اشاره نماییم که اعتراض زنان ایرانی به قوانین و چهارچوب های موجود را از زمان آغاز فعالیتش با فریادی رساتر به گوش همگان رسانده و همواره نیز مورد هجوم و حملات قهرآمیز نیروهای امنیتی در نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است.
مورد دیگر تبعیض نژادی و قومی را می توان ذکر کرد که یکی از محورهای اصلی اعتراضات دانشجویی در می 1968 بوده که پیش تر از اعتراضات ماه می 1968 وجود این تبعیضات نژادی سبب ایجاد اعتراضات و تحرکات اساسی برای رفع آن گردیده بوده است و در جنبش می 1968 نیز نقش پرنگی از آن را شاهد هستیم حال در شرایط امروز ایران نیز دقیقا این آپارتاید قومی و نژادی از سوی حکومت ایدئولوژیک اسلامی نسبت به اقوام مختلف دیده میشود . تبعیض هایی که منجر به اعتراض اقوام مختلف همچون کرد ، ترک ، بلوچ و ... در ایران به نظام حاکم گردیده است و البته هر بار این اعتراضات با بی رحمی هر چه تمام تر خفه و سرکوب گردیده و این برخوردها شکل راسیزمی به نظام فعلی میدهد.
مسائل و مشکلات سیستم آموزشی نیز با اظهار نظرها و دخالت های نابخردانه رهبران حکومتی در نظام جمهوری اسلامی در خصوص برخی از علوم کاملا مشهود می باشد و این از طرفی نشان از اجرای نوعی حکومت تئوکراسی اسلامی می باشد که در این مدت اعتراضات و تحرکاتی را نیز برای مقابله با این جریان سبب گشته است.
حال دراینجا می خواهم با توجه به توضیحاتی که تا اینجا از مقایسه شرایط جنبش اعتراضی دانشجویی در دو بازه ی زمانی درکشورهای ایران و فرانسه داشتم یک جمع بندی کلی داشته باشم؛ آنچه باعث شد تا جنبش دانشجویی می 1968 دستاوردهای مثبتی داشته باشد را می توان در تعامل مثبت جنبش دانشجویی فرانسه با جامعه مدنی و تقویت آن بررسی کرد؛ تعاملی که دانشگاه و در نهایت جنبش دانشجویی را در جایگاه اصلی و اصیل خود نگه داشت و احزاب فعال در آن دوره را به رابطه اصولی با دانشگاه و جنبش دانشجویی درمی 1968 واداشت و جنبش دانشجویی نیزموفق شد با حرکت و اعتراض خود دیگر توده های مردم و مبارزین مدنی را با خود همراه و همصدا سازد و اعتراضات را از حزب محوری به سوی جامعه محوری و حول خواسته های مدنی جامعه سوق داد و این دقیقا نکته ای است که جنبش دانشجویی در ایران در دسامبر 2009 ( آذر 88 ) باید در نظر داشته باشد و از هم اکنون بایستی آسیب شناسی نماید .
هیچگاه نتوانسته اند بر جنبش اعتراضی فرانسه اسمی مشخص بگذارند از طرفی می توان آن را نوعی انقلاب نامید واز سویی یک شورش ، یک انقلاب ناموفق و یا یک اصلاح یا چیز دیگر، اما هر نامی بر آن بگذاریم مسلما عامل و ایجاد این جنبش فاصله ی زیاد تضادهای بین خواست های مدنی و ساختار سیاسی آن دوران در فرانسه بوده است و خصلت غیر حزبی بودن این جنبش به این حرکت خصوصیتی بدون الگو داد و سبب گردید تا نتایج مثبتی همچون تغییر قانون اساسی در فرانسه و تحولات ساختاری در اروپا داشته باشد؛ حال اگرحرکت و خیزش دانشجویی که در دسامبر2009 (آذر88) درایران در پیش رو داریم چنانچه دانشگاه و دانشجویش بخواهد ماهیتی غیر حزبی برای حرکت و جنبشش برگزیند و به دنبال خواست های مدنی جامعه به دور از پیروی حزبی باشد نمی توان از هم اکنون شروع و پایانی مشخص را برای این جنبش مشخص نمود و مسلما جهت و پیشروی آن متناسب با خواست های مدنی در جامعه خواهد بود و دانشجو در این جنبش نقشش تنها چراغ راه و حافظ ومدافع آزادی اندیشه و بیان جامعه اش بوده و نقش و هدفی جز پیوند بین جنبش های مدنی برای رسیدن به حقوق مدنی مورد نظر جامعه اش ندارد .
" یک اقلیت روشنفکر اگر در سربازخانه ای که برایش فراهم ساخته اند محبوس بماند، و دلخوش باشد، کاملًا بی تاثیر خواهد بود "
عبارت پایانی بیانیه رهبران دانشجویی حوادث مه 1968 معروف به بیانیه " نانتر"